محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4145

تاريخ الطبرى ( فارسي )

هزار كس و به ازديان پيوست . حماد بن عامر حمانى نيز به طرف عاصم رفت و به بنى تميم پيوست . سلمه ازدى گويد : حارث كسانى را سوى عاصم فرستاد از جمله محمد بن مسلم عنبرى كه از او بخواهند به كتاب خدا و سنت پيمبر وى صلى الله عليه و سلم عمل كند . گويد : آن روز حارث بن سريح سياه پوشيده بود . گويد : و چون محمد بن مثنى بيامد ياران حارث حمله آغاز كردند و كسان تلاقى كردند ، نخستين كشته غياث بن كلثوم بود از مردم جارود ، ياران حارث هزيمت شدند و بسيار كس از ياران وى در نره مرو و نهر بزرگ غرق شدند ، دهقانان به ولايتهاى خويش رفتند . آن روز ضربتى به چهرهء خالد بن علبا خورد . گويد : عاصم بن عبد الله ، مؤمن بن خالد حنفى و علباء بن احمر يشكرى و يحيى ابن عقيل خزاعى و مقاتل بن حيان نبطى را پيش حارث فرستاد و از او پرسيد كه چه مىخواهد ؟ حارث ، محمد بن مسلم عنبرى را تنها فرستاد و گفت : « حارث و برادرانتان سلامتان مىگويند و مىگويند : « ما تشنه‌ايم و اسبانمان تشنه است بگذاريدمان امشب فرود آييم و ميان ما فرستادگان آيند و روند و مناظره كنيم اگر در مورد آنچه مىخواهيد با شما توافق كرديم كه بهتر و گر نه از پى كار خويش هستيد . » گويد : اما از او نپذيرفتند و سخنى درشت گفتند . مقاتل بن حيان نبطى گفت : « اى مردم خراسان ، ما همانند يك خانه بوديم و مرزمان يكى بود و بر ضد دشمن همسخن بوديم ، آنچه را يار شما كرده نمىپسنديم و امير ما فقيهان و قاريان اصحاب خويش را سوى وى فرستاد ، اما او يك كس را فرستاده » محمد گفت : « من براى ابلاغ آمده‌ام كه ما طالب كتاب خدا و سنت پيمبر اوييم ، صلى الله عليه و سلم ، آنچه مىخواهيد فردا سوى شما مىآيد . ان شاء الله تعالى . »